خرید بک لینک

من از این سرزمین چه خواستم

جدا از تکه ای نان ؛

سرزمین من ...!

گوشه ای سرشار از اطمینان ؛

جیبی سیر ؛

و مُشتی آفتابِ آرام ...

بارانی از دوست داشتن

و پنجره ای باز به سویِ

آزادی و عشق ...

من بیش از این چه خواستم

که هرگز ...نبود

تا که نیمه شبی ؛

دروازه ای را شکستم و رفتم ...

و برای همیشه رفتم ...!

« شیرکو بیکس »

ترجمه : « علی رسولی »

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 22:38

گاهی بهتر است ؛ بارِ سنگینِ زندگی را ؛ رویِ زمین بگذارم ؛ کمری راست کنم؛ عرقی از پیشانی پاک کنم ؛ به شانه یِ خودم بزنم ؛ و با خیالی راحت و با صدایِ بلند به خودم بگویم :« خدا قوت » فردا, روز دیگری, ست ..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

من از این سرزمین, چه خواستم جدا از تکه ای نان ؛ گوشه ای سرشار از اطمینان ؛ جیبی سیر ؛ و مُشتی آفتابِ آرام ... بارانی از دوست داشتن و پنجره ای باز به سویِ آزادی و عشق ... من بیش از این چه خواستم که هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

چقدر خوب است یکی پیدا شود دوست داشتنش مثلِ خودت باشد بگوید : آهای تو حالم, بد است چمدانت را ببند ... تو هم دستش را بگیری و بیصدا فقط دور شوی ...! « امیر وجود » ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

اکنون کجاست,

چه می کند

کسی که فراموشش کرده ام ...!؟

« عباس کیارستمی»

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

دلم؛

ساعتی می خواهد

که مانده باشد

رویِ ساعت هایِ با تو بودن, ...!

«ناصر رعیت نواز»

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

هر وقت که

تصور می کنم به ته خط رسیده ام

خواندن ؛ تنها بهانه ام برای زنده بودن می شود ...

کناب ؛ آدم را از زشتی و پلیدی و تنفرهای ِ زندگی

نجات می دهد ...!

« یوریس کارل »

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

تنهایی, را دوست دارم

به شرط آنکه هر از گاهی ؛

دوستی بیاید تا در باره یِ

آن با هم گپ بزنیم ...!

« لوئیس بونوئل »

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

برخی اوقات؛

فکر کردن به بعضی از خاطرات, ؛

از درون شما را گرم می کنند ...

اما در اینِ حال

شما را پاره پاره می کنند ...!

« هاروکی موراکامی »

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 9 آذر 1397 ساعت: 18:56

دلم ؛
یک ترانه ی غمگینِ
خارجی می خواهد

با زبانی که نمی فهمم چیست ...

می خواهم
به دردی که نمی دانم چیست
زار زار گریه کنم ...!

«بهرنگ قاسمی»

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:8 توسط شبنم |

برچسب: دلتنگم, نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:26

گاهی دوست داری
غافلگیر شوی ...


مثلن بفهمی یک نَفر آن دوردورها
آنجائی که فکرش را هم نمی کردی
دعایت می کند ...!

« عادل دانتیسم»

* * *

https://telegram.me/sokotema

+ نوشته شده در یکشنبه ششم تیر ۱۳۹۵ساعت 21:53 توسط شبنم |

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 1:36

گاهی راحت تر آن است
با وجود اندوهی که در درونتان
موج می زند ؛
لبخند بزنید
تا اینکه بخواهید به همه عالم
علت غمگینی خود را توضیح دهید ...!

« ساراماگو »

. . .

https://telegram.me/sokotema

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۵ساعت 23:40 توسط شبنم |

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 1:36

کاش برای ابراز عَلاقه مان به دیگری؛

کلمات و زبان جدیدی اختراع می شد ...

«دوستَت دارم» را عَقیم کردند
از بس بیهوده به کار بردند ...!

«چیستا یثربی»

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر ۱۳۹۵ساعت 21:39 توسط شبنم |

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 1:36

صبح یا عصر

زیاد فرقی نمی کند ...

دلتنگیِ جمعه

از جایی شروع می شود

که دهانت پُر از حرف است برای گفتن

اما کسی را نداری برای شنیدن ...!

«علی سلطانی»

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۳۹۵ساعت 19:36 توسط شبنم |

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 1:36

دلم گرفته است

می شود کمی برای من دُعا کنید !؟

یا اگر خدا اجازه می دهد

یک کمی بجای من خدا خدا کنید ...!؟

« عرفان نظرآهاری»

* * *

https://telegram.me/sokotema

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ساعت 21:52 توسط شبنم |

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی